تبلیغات

کلیک کنید +++ خرید شارژ مستقیم ایرانسل با 2% شارژ رایگان +++ کلیک کنید

کلیک کنید +++ خرید شارژ مستقیم ایرانسل با 2% شارژ رایگان +++ کلیک کنید

کلیک کنید +++ خرید شارژ مستقیم ایرانسل با 2% شارژ رایگان +++ کلیک کنید

مبلغ شارژ قانونی مثلا 5000 تومان مبلغ 48,075 ریال می باشد که با 2% شارژ اضافه 48573 ریال می باشد
شارژ دریافتی هم بصورت نمایش در سایت هم ارسال به ایمیل و هم ارسال با اس ام اس به موبایل

اس ام اس بازار|اس ام اس،اس ام اس جدید،ترول،اس ام اس عاشقانه 92 - جک یکی از فانتزیام اینه …


rahahit.com

rahahit.com


تاریخ : پنجشنبه 12 بهمن 1391 | 11:22 ق.ظ | نویسنده : فرشاد رضازاده

یـکی از فـانـتزیـام همـیشه این بوده کــه تــوی سیسـتم عـامل ویندوز یــک مشکل پیدا کنم بفرستم براشون … بعد بیل گیبس زنگ بزنه بگه : مهندس لطفا بیا آمریکا تــو مجموعه من ، دخترم رو میدم بهت کــه کنیزت بـاشه تا آخــرعمرش ، خونه ماشین پول همه چی میدم بهت …

منم بعد از یک دقیقه سکوت بگم : خیلی دلم میخواد اما من متعلق بــه این مردمم …

.

.

.

یکی از فانتزیام اینه که، تـوی یک مهمونی یهـو وارد بشم و دخدرا کــه دارن میوه پوست می کنن همــه دستاشون رو ببرن از خوشتیپی من …!

و بعد از اینکه یِکم نشستم ، پاشم حـرکت کنم به سمـت افــق …

.

.

.

یکی از فانتزی های من اینه که برعکس همه که کم کم توی افق محو میشن

من از افق بیام بیرون و کم کم پدیدار بشم ….

آرهههههه ، یه همچین آدمیم من …!

.

.

.

یکی از فانتزیام اینه کــه ازدواج کنم ، بــچه دار شیم ، بچمون دختر باشه ، اسمشو بذاریم گیتا ! بعد با زنــم دعــوا کنم و جول و پلاســش رو کــه خواست جمع کنه بره خونه باباش بهش بگم : هرچی میخوای ببری ببــر ، فقــط گیتارو با خودت نــبر …

.

.

.

یکـی از فانـتزیــام اینه کــه تــو عـروسی اقوام یهویی داد بزنم :

” دامـاد چقدر انتـره ، عــروس ازون بدتره

.

.

یکی از فانـتزیام اینه که یه پیرمــرد پـولدار تصـادف کنــه و مـــن برسونمش بیمارستان و نجاتــش بـدم ، اونــم با بــچه هاش مـشکل داشـته باشه و تمام زندگیش رو بـه نام من بزنه و بمیره ؛ وقتی بچه هاش مـنو پیدا میکنن که پـولارو بگیرن ، همـه پولارو بندازم جلوشون بگم بردارید نامـردها ، اونی که با ارزش بود پدرتون بود

.

ادامه مطلب

.

یکـی از فانتـزیام اینه کــه تو اوجه بدبختی باشم بعد

یــه عتیقه پیدا کنــم بــرم بدم مــوزه آثار باستانی !

.

.

.

یکی از فانتزیام اینه کـه با لحن جدی و خسته به یه دکتر بگم : ببین دکتر لطفا حاشیه نرو …

بعد بلند شم و از پنجره مـطبش به افـق خیره بشم و بگم :

فقط بگــو چـند روز دیگــه زنـده میمونم ؟

.

.

.

یکی از فانتزیام اینه که ،

دختر مورد علاقمو با یکی دیگه تو تاکسی ببینم ، بعد متوجه بشم که پسره پول نداره کرایه رو حساب کنه ، منم واسه اینکه پسره ضایع نشه ، یه پنج هزار تومنی بدم به راننده و بگم امروز روز تولدمه ، همه مهمون من….
الهی بمیرم واسه خودم … !

.

.

.

یکی از فانتزی های من اینه که : یه جا که خیلی شلوغه گوشیم زنگ بخوره بعد

بگم : آره ، آره ، حواســتون باشه ؛ “ زنــده می خوامش” …

.

.

.

یکی از فانتزیام اینه که :

یه روز پشـت تلفـن تـوی جمـع بگـم خـودم رو با اولـین پـرواز میرسـونم …

.

.

.

ﯾﮑـــﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯼ ﻫﺎﯼ ﻣﻨﻪ ﺍﯾﻨــــﻪ ﮐــﻪ :

ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﺜﻼً ﭼﻨـﺪﺗﺎ ﺯﻥ ﺑﺎ ﻫـﻢ ﺑﮕﯿــﺮﻡ ،

ﺑﻌﺪ ﺧﻌﻠﯽ ﺑﺎ ﻫـﻢ ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ ﻭﻫﻤﺪﻝ ﺑﺎﺷـﻦ

ﻫﯽ ﺻﺪﺍﺷﻮﻥ ﮐـﻨﻢ ﻋَﯿﺎﻻﺕ ﻣـﺘﺤﺪﻩ …

.

.

.

یکی از فانتزیام اینه که : چند تا آدم گـردن کلفت اجـیر کـنم نـزدیک افـق تا هـرکی خواست اون اطراف محو بشه بزنن دهـنشو سرویس کنن …

انگار محو شدن تو افق بچه بازیه ، زرت و زورت میرن افق محو میشن !…

.

.

.

یکی از فانتزیام اینه که بچه هام یه دو قلوی پسر و دختر بشن !

بعد اسم دوتاشونو بذارم ” رها ” !

بعد وقتی کــه دعواشون میشه بزنن تو سر و کله ی هم ، منم داد بــزنم بگم :

رهــا ، رهـــارو رهـــا کن …

.

.

.

یکی از فانتزی هـام اینه کـــه :

سـوار یـه پیکان تاکسی بـشم ، یــه تراول ۵۰ تومنی تا نخورده رو بدم به راننده …

راننده بگه آقا یه نفریــد ؟؟؟

منم یه کم مکـث کنم و با یــه لبخند معنی دار بگم : خعلی وقته …

بعدش پیاده بشم و تو افق حرکت کنــم !

راننده هم از پشت صدام بزنه آقا … آقا … آقا ، بقیه پولتون …!

منم کُتم رو بنــدازم رو دوشمـو بی توجه به راننده تو تاریکیا محو بشــم …

.

.

.

یکی از فانتزیام اینه که سوار اتوبوس باشــم یــکی با عــجله ســوار شه و کارتش شارژ نداشته باشه، بعد هی دنبال یکی باشه که بــراش کارت بــزنه و بعـــد برسه به من، منم دستمو بکنم تو جیــبمو کارتمو در بیارمو بدم بهش که کارت بکشه، بعد من همون موقع ایستگاه پیاده شمو کارتمم ازش پـــس نگیرم، داد بــزنه حداقل اسمتو بگو ؟؟؟
منم محل ندمو تو عمود محو بــشم ! ( آخــه اُفُق دیگه جا نداره)

.

.

.

ﺍﺻﻼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ : ﺧﺎﻧﻮﻣـﻢ ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺑﺎﺷﻪ

ﺑﻌﺪ ﻫﯽ ﻣﻦ ﺍﻟﮑﯽ ﺑﻠﯿﻂ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺑــﺮﻡ ﺳﻮﺍﺭ ﻫﻮﺍﭘﯿــﻤﺎ ﺑﺸﻢ ،

همینکه ﺧﺎﻧﻮﻣﻢ ﺍﻭﻣـﺪ بهـش ﺑــﮕﻢ ﺣﺎﻟﻢ ﺑﺪ ﺷﺪﻩ !…

ﺍﻭﻧﻢ ﺍﺯ ﺍﯾـﻦ ﭘﺎﮐﺘﺎ ﺑﯿﺎﺭﻩ ﻣـﻦ ﺗﻮﺵ ﺍﺳـﺘﻔﺮﺍﻍ ﮐﻨﻢ ﺑﺪﻡ ﺩﺳﺘﺶ ,

ﺍﻭﻧﻢ ﺑﺎ ﻧﺎﺯ ﻧﮕﺎﻡ ﮐﻨﻪ ﺑﮕﻪ ﻓﺪﺍﺕ ﺷﻢ ﻋﺠﯿﺠﻢ ﺍﻻﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﺷﺪﯼ ؟

ﺧﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺦ

.

.

.

میخوام اینبار که مراقب اومد بالا سرم گفت : سرت بچرخه و تقلب کنی صفر رد میکنم ، یه نگاه به سبک فانتزی بهش بندازمو بگم : منو از صفـر میترسونی ؟ برو از خـدا بترس ! اونم که منقلب شده بگه اوکی هانی از یو ویش !

فانتزیه دیگه ممکنه وسطاش زبونشـم عوض بشه !

پرابلمیه ؟

.

.

.

ازفانتزیامه که گوشیه دوستمو بگیرم اسـم مخاطب های خاصش رو بـا هـم عوض کنم !

اصـن یـه حالی میده که قابــل وصف نیست …

.

.

.

یکی از فانتزیام اینه که،

یکی بخواد بــه یکی دیگه شلیک کنه بعد من داد بزنم نــــــــــــــــــــــــــــه و خودمو بندازم جلوی گلوله ، بعــد خــون بپاشه از قلبم بیــرون و مردم دورم جمع بشن با گــریه بهم افتخار کنن ؛ از اون طرف کارگردان داد بزنه کات اقا کات بازم خراب کردین اههههــــــــــــ …

.

.

.

یکی از فـانتزیام اینه که ، روز آخر ترم که نشستـم سر کلاس

اســتاد موقعی که داره حضور غیاب میکنــه

اسمِ مـنو بخونــه بعــد بـا صـدای پـر از درد و خسته بگــم : ” حــاضر”

بعد استاد بگه آقا شما ۷ جلســه غـــیبت داشتی ، حذفی ایــن درس و ایشاا… ترم بعد،

بعد بلند شم و استاد رو نگـاه کنم و همینجوری کــه کلاس رفــته تو سکوت آروم آروم برم سمــت اســتاد …

بعـد که رسیدم جلـــوی استاد بگــم :

ببین ! مـنو از حــذف کردن مـیترسونی ؟

بعـد مـحکم بکــوبم رو مـیز داد بزنم دِ لعنتی حرف بزن …

مــنو از حــذف کردن میترســونی ؟

بعد بچه ها مـیان جدام کنن منو از اســتاد دور کنن

همینجوری که دارم از کلاس میرم بیــرون ، داد میزنم :

برو از خدا بترس

من چیزی واســه از دست دادن نــدارم …

من زندگیــم رو باختــم لعنتی …

بعـد همـینطوری کـــه همــه کپ کردن یــه کلّه محکم میکوبم به در

بعدش در خورد میشه بعد من خـــونی و مـالی از کلاس میرم بیرون

بعد اصغر فرهادی میگه کــــات … آفرین پسر آفرین

بعد میـــاد جلو صورتم و میبوسه من میگم مخلصیم عمـو اصغر …

کاری بود که بر میومد دیگه همه تشویق ســـوت اصن یه حــالی میده …

من یه همچین توهــم هایـی میزنم یعنی …

.

.

.

یکی از فانـــتزیام اینه کــه ســر سفره عقد وقتی عاقد میگه وکیلم؟

بپرم وسط سفره عقد داد بــزنم : نه نه نه تو آخوندی

.

.

.

یکی از فانتزیام اینه که ،

تو محلمون ۱۴ تــا پسر غریبه به دختر همـسایمون تیکه بندازن

یهو غیرتی بشم کله کنم برم بـراشون ، ۱۴ تا شونو لت و پار کنم

و بعد بشون بگم ” خودتون خواستین مـــن دعــــــوا نداشتم “

بعد دختر همسایه این صحنه رو ببینه کف و تـف قاطی کنه

تا میخواد بیاد سمـــتم کـــه ازم قـــدردانی کنه

یهــویی مــادرش با چــادر گُــل گُلی از خونه بیاد بیرون

و ببینه ۱۴ نـفر پاره پوره رو زمـین دارن خـاک میخورن ،

متوجه جریان میشه و با یه حالت بغــض آلود بیاد سمتم بگه داماد من …

مــن : بلـــه مادر !

بگه : مــن همیشه آرزو داشتم همچین پسر رخشی داشتم …

من: ولی مــادرم تــو همیشه به چشم یه پســر بد منو نگاه میکردی ،

تو همیشه یه کاری مـیکردی که آمارم پیش بقیـــه هــمسایه ها خراب باشه ،

تو به مـــن تهمت مــیزدی ( با صــدای آلن دلون )

یهو صدای کف زدن به گوشم مـــیرسه ،

برگردم ببینم ۲۴۹ نفر دارن بـــرام کف میزنن

بخاطر جان فدایی و دیالـــوگ زیبام!

بعد یهو ببینم یه افق داره از سمـــت راستم مــیاد ،

دوست داشتم بیشتر دیالوگ بگم کــه همسایه ها بیشتــر کف بزنن

ولی مجبور شدم تا افق نرفته تــوش مــحو بشــم …




طبقه بندی: اس ام اس خنده دار،
برچسب ها: اس ام اس بازار، اس ام اس، اس ام اس جدید، اس ام اس باحال، اس ام اس عاشقانه، اس ام اس 91، آفلاین یکی ا فانتزیام، استاتوس خنده دار جدید، استاتوس یکی از فانتزی هام، جوک افق، جک 91، جک آخر خنده، جک باحال، جک باحال و خنده دار، جک جدید، جک فانتزی، جک محو شدن در افق، جک کرکر خنده، جک یکی از فانتزی هام اینه، نوشته های خنده دار و تخیلی، یکی از فانتزی هام اینه که،

  • خرید شارژ
  • Online User


    پیج رنک

    شارژ ایرانسل
    شارژ همراه اول